فاجعه ساختمان پلاسکو در تهران

ارسال شده در: اخبار سایت | 0
فاجعه ساختمان پلاسکو در تهران
۵ (۱۰۰%) ۱ امتیازات

photo_2017-01-21_16-08-09

فاجعه یعنی این
یعنی اتفاقی بیافتد
آدم هایی نباشند؛ آن هم برای همیشه
فاجعه یعنی عشقی برود زیر خاک و دیگر هیچ جوانه ای هم در کار نباشد
پدر می‌گفت روزگاری در همین شهر، زیر بمباران کینه ی دشمن، وقتی خانه ای آوار می شد، مردم با دست خالی به کمک هم می آمدند.
چه شد که دیگر دست ها به کارمان نمی آید و سراپا تماشا شده ایم؟!
دیشب افرادی در تمام ایران جلوی آتشنشانی ها شمع روشن کردند، گل گذاشتند
دست شان درد نکند
اما من اگر فرزندی داشتم، دستش را می گرفتم، می رفتم بالاترین نقطه شهر
به او می گفتم این شهر پر از مردمی است که باید دوست شان داشته باشی
باید بود و نبودشان برایت مهم باشد
آتشنشان؛
پلیس؛
رفتگر؛
معلم؛
یا حتی عابری غریبه در خیابان…
همه را دوست داشته باش و سرنوشت آنها برایت مهم باشد
چون شاید تو هم برای کسی دیگر عابری غریبه باشی
شاید روزی آتشنشان شدی؛ شاید معلم؛ یا حتی رفتگر…
من دوست ندارم فرزندم حتما دکتر یا مهندس یا پولدار شود
من اگر فرزندی داشتم به او می گویم اگر رفتگر شدی عاشق کارت باش
چون برداشتن یک برگ از مقابل پای مردم، کار مهمی است. همان را هم با عشق انجام بده
این فروریختن پلاسکو عادی است
ساختمان است و روزی با دست می سازیم
و روزی فرو می ریزد
اما بد به حال ما
بد به حال مردمی که درون شان فرو ریزد
شاید اگر همان اولین جرقه که زده شد، همسایه ای… عابری…
غریبه ای می گفت ای وای، خانه ی من نیست که در آتش می سوزد. اما خانه ی هر کسی که هست من مسئولم.
شاید اگر هزاران نفری که آنجا بودند، هر کدام قطره ای اشک از سر رحم و دلسوزی می ریختند، پلاسکو در اشک عشق و دوستی غرق می شد
حتما که غرق شدن از فروریختن بهتر است
آتشنشان ها دیگر نیستند
کلی مطلب منتشر شد
کلی ها را مقصر دانستیم
کلی غم داریم حتما؛ البت اگر دو روز دیگر فراموش نکنیم
آتشنشانی شهید شد. اما من اگر باشم؛ من اگر امروز کودکی به دنیا آمد، بعد از اینکه در گوشش اذان گفتم، با این که زبانم را نمی فهمد؛ اما آرام در گوشش نجوا می کنم و می گویم؛ خوش آمدی… دنیا پر از عشق و کینه است.
تو عشق را انتخاب کن.
هر کجا شعله ای دیدی، بدان آتشی است. حالا از کینه یا عشق روشن شده را نمی دانم
اما از کنار هیچ کسی؛ آتشی؛ از کنار هیچ اتفاقی، ساده رد نشو
که روزی شاید خودت در شعله ای گرفتار بودی، و شاید کسی به این راحتی از کنارت عبور نکرد

عکس را درست همین دیروز گرفتم
هزار زاویه داشت این مجسمه
و من‌ آسمان را برایش انتخاب کردم‌
برای پرواز در آسمان هزار راه وجود دارد
من که می گویم #آتشنشان شدن یکی از آن هزار راه است.

علیرضا اسفندیاری

 CHANNEL: @AliReza_Esfandiyarii

دیدگاهی بنویسید