دو چیز بدترین اتفاق هاست!

ارسال شده در: متفرقه | 0
دو چیز بدترین اتفاق هاست!
۵ (۱۰۰%) ۱ امتیازات

دو چیز بدترین اتفاق هاست

پدر این شب ها کمی در خودش فرو رفته.
می گوید این دو چیز بدترین اتفاق هاست.
اولی #جنگ
و دومی #زلزله
سال ها پیش به طور داوطلب به جنگ رفت برای دفاع از مردم و خاک کشورش.
هنوز هم آثار جنگ در روح و روان و تن خسته اش هست‌. حتی بعد از سال ها.
و زلزله.
باز هم سال ها پیش وقتی منجیل و رودبار زلزله آمد داوطلبانه زن و زندگی را به خدا سپرد و مدت ها آنجا بود. زمانی که نه تلگرامی بود نه موبایلی که بشود اخباری جابه جا کرد و عکسی گرفت برای به چشم آمدن خیلی ها.
اصلا آن روز ها هر کسی کاری می کرد برای دلش می کرد.
و اما این اتفاق سوزناک که افتاد.
ما میمیرم .
همه ی ما.
در هر کجای جهان.
حادثه ها بسیار است.
و البته هر چه علم پیشرفت می کند و ما در آسایش فرو می رویم، نمی دانم چرا مرگ هم بیخ گوشمان می آید.
این تجربه ی سه دهه زندگی من است که می گویم هر چی وارد عصر جدید می شویم، مرگ آسان تر می شود.
و این یعنی خدا می خواهد ما تفکر کنیم.
به مرگ فکر کنیم.
شاید قدیمی تر ها نیاز کمتری به تلنگر داشتند، که حتما هم همینطور است.
ما اما چه؟
خانه می سازیم می دهیم دست مردم.
حالا می خواهد بساز و بفروش باشیم یا دولت.
فقط نوک دماغ مان را می بینم و جیب خودمان را.
تفکر نمی کنیم که کسی تمام هستی اش همین سقف متزلزلی است که ما امروز می سازیم.
قرار است کسی آینده اش را زیر این سقف سپری کند که امروز خشت هایش دست ماست.
خوبی اندک می کنیم و بدی بسیار و به این فکر نمی کنیم که روزگاری طناب محکم عمر ما هم به بند های متزلزل آخرش می رسد و امان از روزی که پاره شود.
و مرگ در همین حوالی است که گاهی هم از قضا باران می بارد.
این چند روز فراموش می شود.
به شما قول می دهم.
تب و تاب نو دوستی ما هم…
اما طمع و بدکاری تک تک ما تا ابد ادامه دارد.
۸ سال جنگ فراموش شد.
شهید ها را اگر دورغ نگویم جز روی در و دیوار اگر اسمی نباشد آن هم برای ادرس دادن و به مقصد رسیدن، فراموش کردیم. خانواده هایشان را هم.
آتش نشان ها را هم… بم. و حالا کرمانشاه.
حتی خانه ی ویران شده ی دل خودمان را هم فراموش کرده ایم.
اصلا چه توقعی داریم از خودمان.
ما، جمعی از فراموش شدگانیم.
خدا خودش به ما رحم کند، وقتی ما به خودمان رحمی نداریم.
پتو و این ها پیش کش.
اول به خودتان کمک کنید.
سعی کنید در طلوع بعدی؛ کمی… فقط اندکی بهتر باشید.
شاید اینبار وقتی خانه ای را برای سود بیشتر، ویران تر می سازیم، دلمان بلرزد.
این تن های سرما زده بالاخره روزی گرم می شود در #کرمانشاه عزیزم.
اما…
فردا های بسیاری در راه است.
باشد که همگی رستگار شویم ?

علیرضا اسفندیاری

CHANNEL: @AliReza_Esfandiyarii

دیدگاهی بنویسید